اخه توکه نمیتونی چرا انجام میدی
عموم تعریف میکرد داشتم نماز میخوندم توو سجده بودم که یکی از بچه کوچیک های فامیل نشست رو کمرم ما هم تیریپ پیامبر برداشتیم سجده رو طولانی کردیم. بعد از مدت کوتاهی احساس کردم کمرم گرم شده ، نگو که بچه پشت کمرمون شـ.ـاشـ.ـیده. تا اومدم بلند شم بچه هم فرار کرد. دیدیم جا تر و بچه نیست.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 17:31 توسط sobhan nt
|
سلام من سبحان ntهستم 15 سالمه دمتون گرم اومدین قدم رنجه کردین خو بریم سر اصل مطلب اول اگه نظر ندی دعا میکنم سوسک بره تو شلوارت دوما انتقادات وپیشنهادات گرم شما را پذیراییم خخخخخخخخخ